تبلیغات
بصیرت - باز حال و هوای محرم داره میرسه از راه
 
بصیرت
افسران جوان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
درباره وبلاگ



ایمیل: hamidjeshni@gmail.com

مدیر وبلاگ : مدیر وب

پایگاه اینترنتی سربندهای خاکی

نظرسنجی
لطفا با شرکت در نظر سنجی ما را در پویاتر کردن این وبلاگ یاری رسانید







السلام و علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)

یک سال را به خاطر یک ماه زنده ایم


دنیای ما بدون محرم نمی شود!


بازهم بساط روضه دلبر فراهم است
از روضه تو صحن دو چشمم پراز نم است
حرفم خلاصه و ای محتشم بخوان
بازین چه شورش است که درخلق عالم است

آخر ذی‌الحجه، علم و کتل‌های تکیه را برپا می کنیم. آب و جارو، آماده کردن ظرف‌ها برای عزاداری. چند روز مانده به محرم باید شروع کنیم به تمرین تعزیه‌ای که هرساله از شب اول اجرا می شود. مشکل هم درست از همین نقطه آغاز می شود. از همین لحظه‌ی انتخاب «نقش».شمشیر و لباس و کلاه‌خود سبزها را می‌ریزند این طرف. لباس و ادوات قرمزها را هم آن طرف. منتظر انتخاب. در تعزیه‌ی کربلا، سیاهی‌لشکر یا نقش‌های میانی اصلاً وجود ندارد. فقط دو جور نقش: «شبیه حسینعلیه‌السلام و شبیه یزید».اگر این نشدی یعنی آن یکی هستی.

در همه‌ی تاریخ آدم‌های مثل ما زیرآبی رفتند. پشت و پستوها قایم شدند. جوری که درست معلوم نشود اهل کدام هستند تا هم از این‌ور بخورند هم از آن ور. بعد یک‌دفعه یک بیابان بی‌آب و علف پیدا شد که معادلات همه را ریخت به هم. جای قایم شدن نداشت. انگار کن مثل زهیر هی راه قافله‌ات را کج کنی تا به کاروان امام حسینعلیه‌السلامبرخورد نکنی. بالاخره می فرستند دنبالت: «زهیر،تصمیمت را بگیر» انگار کن بروی لای سپاه یزید و توی خیمه‌ها قایم شوی، صدایت می کنند: «حر،تصمیمت را بگیر.» بدتر از همه آن شب که چراغ‌ها را خاموش می‌کنند و در دل تاریکی می گویند: «این شب و این بیابان، تصمیمت را بگیر».

عاشورا اگر این «تصمیمت را بگیر» را نداشت خیلی خوب بود. هرچه‌قدرکه می‌خواستند ما گریه می‌کردیم و به سر و سینه می زدیم. ولی موضوع این است که از همان صبح عاشورا همه ذرات فریاد می‌زنند تصمیمت را بگیر. حالا انگار کنیم ما لباس سبز برداشتیم و ایستادیم این طرف. چی صدایمان می کنند؟ «شبیه حسینعلیه‌السلام»؟ اصل گرفتاری همین جاست. ما کجایمان شبیه حسین است؟ در زیارت‌نامه نوشته: «حسینعلیه‌السلامروی خداوند است. چه شباهتی بین ماست؟؟ کریم هستیم یا رحیم یا کم کمش رؤوفٌٍٍِ‌بالعباد؟ این است که هر سال همه می‌نشینیم و عزا می‌گیریم که چه کنیم؟! تاکی؟ تا هلال محرم درآید. بعد یکهو چیزی یادمان می‌آید یا شاید یادمان می‌آورند. می‌گویند: «عشق هم خیلی کارها می‌کند، یادتان رفته؟» می‌گویند: «عشق آدم را شبیه معشوق می‌کند، پارسال که بهتان گفتیم» می‌گویند: «محبت، آخر آخرش می‌رسد به سنخیت، به شباهت.»می‌گویند خدا رنگ روحتان را عوض می‌کند. یکهو همه چیز یادمان می‌آید. همان طعم پارسال ...گر می‌گیریم، همان جور که از عشق گر می‌گیرند. لباس های سبز را می پوشیم. می‌رویم روی صحنه و می‌گوییم: «سلام بر روی خداوند»

برگرفته از کتاب خدا خانه دارد، فاطمه شهیدی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 31 تیر 1396 10:47 ق.ظ
Thank you a bunch for sharing this with all
of us you actually realize what you're speaking about!
Bookmarked. Please additionally talk over with my web site =).
We could have a link alternate arrangement between us
جمعه 8 اردیبهشت 1396 11:35 ق.ظ
After I initially commented I appear to have clicked on the -Notify me when new
comments are added- checkbox and from now on each time a comment is added I get 4 emails
with the exact same comment. Perhaps there is a way you can remove
me from that service? Appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ضمن عرض سلام و خوش آمدگویی، خوشحال میشیم اگه دیدگاه و نظرات زیباتون رو با ما در میان بگذارید

JavaScript Codes script type=”text/javascript” src=”http://azjensekhoda.com/wp-content/uploads/2012/06/vozo_logo.js?type=df&name=eh4&top=0&right=0″>