تبلیغات
بصیرت - شهادت امام محمد باقر (علیه السلام ) بر همه مسلمین جهان تسلیت باد
 
بصیرت
افسران جوان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
درباره وبلاگ



ایمیل: hamidjeshni@gmail.com

مدیر وبلاگ : مدیر وب

پایگاه اینترنتی سربندهای خاکی

نظرسنجی
لطفا با شرکت در نظر سنجی ما را در پویاتر کردن این وبلاگ یاری رسانید







به مناسبت شهادت آخرین یادگار کربلا؛
امام باقر (ع) با این كه توجه به استغنای نفس و لزوم تلاش برای كسب معاش داشت و عملا در این راستا گام می نهاد، اما هرگز زندگی خود را وقف تأمین معاش نكرده بود، بلكه همت اصلی آن حضرت، حضور سازنده و مؤثر در جامعه بود.


کلام امام باقر(ع) درباره آنچه خداوند در سحرگاهان به بنده‌اش می‌دهد

امام محمد باقر علیه السلام در حدیثی گهربار، ضرورت دعا و درخواست از خداوند در سحرگاهان تا طلوع خورشید و استفاده از مزایای آن را توصیه فرموده‌اند.
مشرق- امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: خداوند عزّوجلّ از میان بندگان مؤمنش، بنده‏‌اى را كه بسیار دعا كند، دوست می‌دارد.
پس، همواره در سحرگاهان تا طلوع خورشید دعا كنید؛ زیرا این وقتى است كه در آن، درهاى آسمان باز می‌شود، و روزى‏‌ها تقسیم مى‏‌گردد و حاجت‏‌هاى بزرگ برآورده می‌شود.


متن حدیث:


امام باقر علیه ‏السلام : اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ مِن عِبادِهِ المُؤمِنینَ كُلَّ عَبدٍ دَعّاءٍ فَعَلَیكُم بِالدُّعاءِفِى السَّحَرِ اِلى طُلوعِ الشَّمسِ فَاِنَّها ساعَةٌ تُفْتَحُ فیها اَبوابُ السَّماءِ وَ تُقسَمُ فیهَاالاَرزاقُ وَ تُقضى فیهَا الحَوائِجُ العِظامُ ؛



«اصول کافی، جلد2 صفحه 478»

از همان لحظه شروع شد روزگار توأم با اندوه و رنج تو؛ از همان لحظه که کودکی ات را با هفتاد و دو پروانه سرخ، بدرقه کردی، از همان لحظه که مصیبت را در بالاترین درجه در پنج سالگی، به نظاره ایستادی، از همان لحظه که پا به پای غل و زنجیرهای بسته بر دست و پای پدر، خون گریستی.

از همان لحظه، تو در مصیبت کربلا بزرگ شدی و رنج هایت همیشگی شد تا راوی دردهای بهترین بندگان خدا باشی. تا قصه عشق، فراموش نشود. تو را که «محمد» نام داشتی و شکافنده علوم نبوی بودی، تمام خانه های مدینه خشت خشت و کوچه به کوچه می شناسند!

تو را می شناسند؛ از عطر قدم هایت که نسیم وار از کوچه ها می گذرد و بوی عرش را می پراکند در رگه های شهر؛ از طنین صدایت که به گفت وگوی فرشته ها می ماند؛

از عطر شناورت که بی دریغ می پراکنی در شریان های زمین، تا خاک، اجازه یابد که یک بار دیگر نفس بکشد رایحه بهشت را؛

من جامه سیاه خود را هرگز از تن بیرون نخواهم آورد؛ که بعد از غروب غم انگیز ستاره روشن چشمانت، تا همیشه، سرزمین دلم، میهمان اندوه و درد است.

تاب نیاوردند شور خطابه هایت را که لرزه می افکند بر ارکان قدرت های پوشالی شان.

تاب نیاوردند وجودت را که هر لحظه ات، رستاخیزی به پا می کرد در جان های آشفته.

هشام، نتوانست تو را بفهمد. سنگ دلی و تیره بختی هشام، تو را تاب نیاورد؛ تو را که پژواک رسایی بودی از فریادی که از خنجر بریده خون خدا، بر خاک تفتیده نینوا جاری شد، تو را که تفسیری بودی از اشک های سی ساله «زین العابدین»، تو را که غم نامه ای بودی از سرگذشت جان گداز دختری سه ساله در کنج خرابه های شام.

بعد از تو، داغ، سهم همیشگی من است و اشک، میهمان دائمیِ چشمانم. بعد از تو، اندوه و غربت من پایانی ندارد.




تولد
امام پنجم، امام محمد باقر (علیه السلام) در روز دوشنبه سوم صفر و بنابه قولى، اول رجب سال 57 هجرى در مدینه متولد شدند .و الده آن حضرت، فاطمه دختر امام حسن مجتبى (علیه السلام) بود و از زنان باكمال محسوب مى شد.

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است كه درشأن آن بانوى بزرگوار فرمود: جده ام زن بسیار راستگویى بود و در خاندان امام حسن (علیه السلام) زنى به درجه و مقام او نرسید.

نام آن حضرت محمد ، كنیه ایشان ابوجعفر و القاب ایشان باقر ، شاكر و هادى است .



شرایط اجتماعی امام باقر(ع)
سایر امامان به جز امام علی(ع)، از آنجا كه مسؤولیت حكومت را بر عهده نداشته اند و در شرایط اجتماعی ویژه ای زندگی می كرده اند، كه چه بسا استفاده از لباسهای كم بها و وصله دار موجب تضعیف موقعیت اجتماعی آنان و توهین به شیعه می شد، و بازتاب منفی داشته است، بر اساس وظیفه، آداب صحیح اجتماعی را رعایت كرده، به جمال و زی شرافتمندانه در جامعه اهتمام می ورزیده اند.

امام باقر  حتی در مورد چگونگی اصلاح محاسن خویش به مرد پیرایشگر رهنمود می دهد. و در انتخاب لباس برای خویش، عزت و شرافت و زی شایسته را در نظر دارد! چنان كه گاه لباس فاخر و تهیه شده از خز می پوشد. و برای لباس رنگهای جذاب و پر نشاط انتخاب می كند.
امام باقر  از این كه در اندام او آثار رخوت و كسالت و پژمردگی ظاهر باشد، متنفر بود.

حكم بن عتیبه می گوید: امام باقر  را دیدم كه حنا بر ناخنها نهاده است.

این احادیث در مجموع می رساند كه امام باقر  به چگونگی وضع لباس و زی خویش در جامعه توجه داشته، بی قیدی و بد منظری و بی مبالاتی را نمی پسندیده است.



حضور فعال امام باقر  در جامعه    
امام باقر  با این كه توجه به استغنای نفس و لزوم تلاش برای كسب معاش داشت و عملا در این راستا گام می نهاد، اما هرگز زندگی خود را وقف تأمین معاش نكرده بود، بلكه همت اصلی آن حضرت، حضور سازنده و مؤثر در جامعه بود.

امام باقر  در روزگار خود، بزرگترین تأثیر علمی و عملی را برای جامعه خویش داشت.

حضور در مجامع علمی و تأسیس جلسات فرهنگی، یكی از بهترین و ارزنده ترین نوع حضور در جامعه و خدمت به اجتماع مسلمانان بوده و هست، زیرا هر گونه تكامل اجتماعی در ابعاد اخلاقی و معنوی و اقتصادی و...منوط به تكامل فكری و فرهنگی است.

برای تبیین نقش حیاتی امام باقر  در جامعه اسلامی، یاد همین نكته كافی است كه:

جمع عالمان بر این عقیده اتفاق دارند كه فقیه ترین مردم در آغاز سلسله فقیهان شش نفرند و آن شش نفر از اصحاب و شاگردان امام باقر  و امام صادق  بشمار می آیند. و سخن حسن بن علی الوشاء كه از معاصران امام رضا  می باشد، خود گواهی روشن بر مدعای ماست كه می گوید: نهصد شیخ و بزرگ راوی حدیث را در مسجد كوفه مشغول تدریس یافتم كه همگی از امام صادق  و امام باقر  نقل حدیث می كردند.




خط مشی امام محمد باقر(ع)
با همه مهربان بود. حتی با کسانی که نسبت به او رفتار بدی داشتند. اگر نیمه شبی مهمانی می رسید، با مهربانی در به رویش می گشود و در باز کردن بار و بنه به او کمک می کرد. در تشییع جنازه ی مردم عادی شرکت می کرد. ظاهری آراسته داشت. خوردن غذا را با نام خدا آغاز و با حمد خدا ختم می کرد. آن چه را در اطراف سفره ریخته بود، اگر در خانه بود، بر می داشت و اگر در بیابان بود، برای پرندگان وا می نهاد. غذا دادن به مؤمنان به ویژه شیعیان را بسیار مهم می شمرد و به یاران خود سفارش می کرد دوستان و هم کیشان خود را میهمان کنند.

یارانش را به کارو کسب تشویق می کرد. آن گرامی تنها و تنها سفارش به کار نمی کرد؛ بلکه خود نیز به باغ و مزرعه ی خویش می رفت وحتّی در هوای گرم تابستان، عرق ریزان کار می کرد. با آن که در آمدش کم، خرجش بسیار و عیال‌وار بود، درعین حال بخشندگی اش بین خاص و عام، آشکار و بزرگواری اش مشهور و فضل و نیکی اش معروف بود. بخشش او به حدّی بود که مورد اعتراض نزدیکان قرار می گرفت. آن حضرت یاور بیچارگان، یار درماندگان و دستگیر در راه ماندگان بود. بدین سبب، نیازمندان زیادی به منزلش مراجعه می کردند و آن حضرت به غلامان و کنیزانش سفارش می کرد که آن ها را تحقیر نکنند و گدا ننامند، بلکه آن ها را به بهترین نامهایشان صدا بزنند. پیوسته یارانش را به همدردی و دستگیری یکدیگر سفارش می کرد و می فرمود: «چه بد برادری است، برادری که چون غنی باشی همراهت باشد و چون فقیر شوى، تو را تنها بگذارد.»


پاكسازی اسلام از غبار تحریفات و احیای فقه
پس از آن‌كه امام محمد باقر (ع) امر امامت را عهده دار شدند, زمانی بود كه نارضایتی مردم باعث قیام‌هایی در گوشه و كنار كشور پهناور اسلامی شده بود و این موقعیت برای احیای سنت فراموش شده نبوی فرصت مناسبی بود. حضرت از این مجال بیشترین و بهترین استفاده را بردند و پاكسازی اسلام از غبار تحریفات بنی امیه و همچنین خرافات یهود و اسرائیلیات را در صدر فعالیت‌های خویش قرار دادند.

سالهای (94-114) زمان پیدایش مشرب‌های فقهی و اوج گیری نقل حدیث درباره‌ی تفسیر می‌باشد. از علمای اهل سنّت كسانی مانند ابن شهاب زهری، مكحول،‌قتاده، هشام بن عروه و ... در زمینه‌ی نقل حدیث و ارائه‌ی فتوا فعالیت می‌كردند.

وابستگی عالمانی مانند زهری، ابراهیم نخعی، ابوالزناد، رجاء بن حیاة كه همگی كم و بیش به دستگاه حاكمیت اموی وابستگی داشتند، ضرورت احیای سنت واقعی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به دور از شائبه‌های تحریف عمده‌ی خلفا و علمای وابسته به آنان مطرح می‌كرد.
با نگاهی به فراوانی روایات نقل شده در این دوران و شهرت علم فقه در میان محدثان این زمان، می‌توان گفت كه علم فقه نزد اهل سنّت از این دوره به بعد وارد مرحله تدوین خود شده است.

اولین بار در سال 100 هجری عمر بن عبدالعزیز فرمان تدوین احادیث را خطاب به ابوبكر بن حزم صادر كرد. این خود بهترین شاهد است بر شروع تكاپوی فرهنگی اهل سنت در آغاز قرن دوم، مقارن با دوران امامت امام باقر (علیه‌السلام). از این رو امام احساس می‌كرد كه می‌بایست با ابراز و اشاعه‌ی نظرات فقهی اهل بیت در برابر انحرافاتی كه به دلایل مختلفی در احادیث اهل سنت رسوخ كرده بود، موضعگیری نماید. نقطه نظرات فقه شیعه گرچه تا آن زمان به طور محدود و در حد اذان و تقیه، نماز میت و ... روشن شده بود، اما با ظهور امام باقر (علیه‌السلام) قدم مهمی در این راستا برداشته شد و یك جنبش فرهنگی تحسین برانگیزی در میان شیعه به وجود آمد. در این عصر بود كه شیعه تدوین فرهنگ خود ـ شامل فقه و تفسیر اخلاق ـ را آغاز كرد.

پیش از این در جامعه‌ی اسلامی، فقه و احادیث فقهی در حد گسترده‌ و به طور كامل مورد بی اعتنایی قرار گرفته بود. درگیری‌های سیاسی و اندیشه‌های مادیگرایانه‌ی شدیدی كه دامنگیر دستگاه حكومت شده بود، باعث غفلت از اصل دین و به خصوص فقه در میان مردم گشته بود.
جلوگیری از تدوین حدیث كه به دستور خلیفه‌ی اول و دوم انجام گرفت، از عوامل عمده‌ی انزوای فقه بود، فقهی كه حداقل 80 درصد آن متكی به احادیث روایت شده از پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود.

ذهبی از ابوبكر نقل می‌كند كه گفت: « فلا تحدّثوا عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) شیئاً، فمن سألكم فقولوا: بیننا و بینكم كتاب الله فاستحلوا حلاله و حرّموا حرامه؛ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیزی نقل نكیند و در جواب كسانی كه از شما درباره‌ی حكم مسأله‌ای پرس و جو می‌كنند بگویید: كتاب خدا (قرآن) میان ما و شما است، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمارید.»
در این زمینه از عمر نیز چنین نقل شده: « أقلّوا الرّوایة عن رسول الله و أنا شریككم؛ از رسول (صلی الله علیه و آله) كمتر حدیث نقل كنید كه در این كار من هم شما را همراهی می‌كنم. »

و از معاویه نقل می‌كنند كه گفت: علیكم من الحدیث بما كان فی عهد عمر،‌فانّه كان قد أخاف الناس فی الحدیث عن رسول الله (صلی الله علیه و آله).

به روایاتی كه در عهد عمر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت شده است اكتفا كنید؛ زیرا عمر مردم را در مورد نقل حدیث از پیامبر بر حذر می‌داشت. »


 مطالبی خواندنی از زندگی امام باقر(ع)

برای ابن عطا در را باز کن
عبد الله بن عطاى مكى گفت: خیلى مایل به زیارت حضرت باقر شدم آن روزها در مكه بودم. به طرف مدینه رهسپار شدم، فقط براى دیدار ایشان آن شب گرفتار باران شدید و هواى سردى شدم، همین كه به در خانه امام رسیدم، نیمه شب بود. با خود گفتم در نمی زنم در این وقت شب ،همین جا هستم تا صبح شود در همین فكر بودم كه شنیدم فرمود، كنیز در را براى ابن عطا باز كن! كه امشب دچار سردى و ناراحتى شده، كنیز آمد و در را باز كرد، خدمت ایشان رسیدم.

نام امام باقر (ع) در تورات
پیغمبر روزى به جابر بن عبد الله انصارى فرمود: جابر تو زنده خواهى بود تا یكى از فرزندان من بنام محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب را كه در تورات معروف به باقر است ملاقات كنى وقتى او را دیدى سلام مرا برسان. روزى جابر خدمت زین العابدین علیه السلام رسید، پسركى را در آنجا دید، گفت: چند قدم جلو بیا. آمد باز گفت چند قدم عقب برو رفت. گفت به خدا سوگند، این شمائل پیامبر است.

به حضرت زین العابدین عرض كرد این پسرك كیست؟ فرمود این فرزندم محمد باقر و امام بعد از من است جابر خود را به قدم‌هاى آن جناب افكند و شروع به بوسیدن نموده گفت: جانم فدایت باد یا ابن رسول الله، سلام پدرت را بپذیر پیامبر اكرم به تو سلام رسانده.

در این موقع دیدگان حضرت باقر (ع) پر از اشك شده، گفت: جابر سلام بر جدم پیامبر تا انقراض آسمان ها و زمین و سلام بر تو كه سلام پیامبر را رساندى.

پناهندگی کبوتر به امام باقر (ع)
حضرت باقر علیه السلام با ابو امیه انصارى در محمل نشسته بودند؛ به مکانی بنام هجین رسیدند در آنجا ابو امیه متوجه شد كبوترى روى محمل در طرف حضرت باقر (ع) نشسته، دستش را بلند نمود تا كبوتر را دور كند، امام علیه السلام فرمود ابوامیه! این پرنده به اهل بیت پیغمبر پناهنده شده مارى است كه هر سال جوجه‏هاى او را می‌خورد من از خدا خواستم كه شر آن مار را از او دفع كند و دیگر به او كارى نخواهد داشت.


بنیانگذار نهضت فرهنگی شیعه
بنابر آن‌چه به اختصار بیان شد, می‌توان گفت: امام باقر (علیه‌السلام) بنیانگذار حوزه‌ی علمیه‌ی شیعه و نهضت فكری و انقلاب فرهنگی تشیع می‌باشد. برپایى كلاس‌هاى درس و تبیین احكام و معارف ناب اهل بیت (علیهم‌السلام) در مسجد مدینه سبب شد تا در اثر آن صدها تن از شیفتگان علم و معرفت را همچون پروانه بر گرد شمع وجودش جمع گردد.

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


برگزارى مناظرات علمى مختلف، پاسخ گویى به شبهات دینى، تبیین مسایل كلامى و معارف اصول دین، آوازه حضرت را نه تنها در حجاز بلكه در سایر بلاد اسلامى بلند كرد و موجب شد تا نخبگان آن سرزمین ها براى كسب فیض و آشنایى با فقه اصیل و علوم ناب نبوى (ع) حتى از عراق و خراسان به محضر امام (علیه‌السلام)، شرف یاب شوند و خاضعانه در مقابل حضرت زانوى شاگردى بزنند.

تا جایی كه عبدالله بن عطاء مكی می‌گفت: «ما رأیت العلماء عند احد قط منهم عند ابی جعفر ولقد رأیت الحكم بن عتیبه مع جلالته فی القوم بین یدیه كأنّه صبی بین یدی معلمه؛ علما را در محضر هیچ كس كوچكتر از محضر ابو جعفر ندیدم. حكم بن عتیبه با تمام عظمت علمی‌اش در میان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظر می‌رسید.»

امام باقر (علیه‌السلام) در سخنان خود، اغلب به آیات قرآن مجید استناد می‌نمود و می‌فرمود: « هر مطلبی گفتم، از من بپرسید كه در كجای قرآن است تا آیه‌ی مربوط به آن موضوع را معرفی كنم.»

تلاش در تحصیل معاش
شیخ مفید از امام صادق (ع) روایت می‌كند: « محمد بن منكدر می‌گفت: گمان نمی‌كردم كه همانند علی بن حسین (علیهماالسلام) بزرگواری، خلفی چون خود به یادگار گذارد؛ آن هنگام كه محمد بن علی (ع) را ملاقات كردم می‌خواستم وی را پندی دهم كه ایشان مرا موعظتی فرمودند: اصحابش گفتند: به چه تو را پند داد؟

محمد بن منكدر گفت: روزی به سمت یكی از نواحی مدینه در حركت بودم هوا به شدت گرم بود. در میان راه محمد بن علی (ع) باقرالعلوم را دیدم. ایشان بر دوش غلامان خود تكیه كرده بود و خرامان خرامان پیش می رفت. با خو د گفتم: بزرگی از شیوخ قریش، در این ساعت و چنین حالت، در طلب دینا بیرون شده است؟! باید كه او را نصیحت نمایم.

به حضرت سلام كردم و ایشان نفس زنان در حالی كه عرق بر سر و رویشان جاری بود، سلام مرا پاسخ گفتند. گفتم: چرا باید بزرگی چون شما با چنین حالت در طلب دنیا باشد؟ اگر مرگ به سراغتان بیاید و شما در این حال باشید،‌چه می‌كنید؟

ایشان دست از دوش غلامان برداشتند و فرمودند: به خدا سوگند اگر مرگ در این حال به سراغم آید من در حال انجام طاعتی از طاعات الهی بوده‌ام چرا كه خود را از احتیاج به تو و مردم بی‌نیاز كرده‌ام. زمانی از مرگ هراسناكم كه در حال انجام معصیتی از معاصی الهی باشم.

گفتم: « یرحمك الله» خواستم شما را موعظه نمایم. شما مرا پند و اندرز دادید.



سیره‌ عبادی امام(ع)
هر چند ائمه (ع) در مقام عبادت و ذكر در راز و نیاز با پروردگار بی‌نیاز در دیدگان عاشقان اهلبیت روشن و واضح است و تمام زوایای زندگی و هر لحظه در حال عبادت و بندگی حضرت حق بودند ولی،.به بیان پاره‌ای از حالات عبادی آن امام همام می‌پردازیم تا چراغ هدایتی برای پیروان مكتب ایشان باشد:

یكی از خدمتكاران حضرت نقل می‌كند: به همراه امام باقر (ع) برای انجام حج به مسجدالحرام وارد شدیم. امام با مشاهده كعبه از خود بی خود شده و با صدای بلند شروع به گریه نمود.

عرض كردم: مردم به شما نگاه می‌كنند: اگر ممكن است قدری آهسته‌تر گریه كنید!

امام فرمودند: وای تو! صدایم را به گریه بلند می‌كنم شاید مورد رحمت الهی قرار گیرم و فردای قیامت رستگار شوم.

سپس امام (ع) طواف نمودند و پشت مقام به نماز ایستادند. چون نماز ایشان به پایان رسید جایگاه سجده‌اش از اشك دیدگان, تر شده بود.
امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند: هماره یاد خدا بر دل و زبان پدرم جاری بود؛ به گونه‌ای كه وقتی همراه ایشان راه می‌رفتیم مشغول ذكر خدا بود، در ظاهر با مردم سخن می‌گفت، ‌ولی این نیز او را از یاد الهی غافل نمی‌كرد و پیوسته زبانش به گفتن «لا اله الا الله» مترنم بود.

عبادت و تهجّد حضرت زبانزد خاص و عام بود، امام دائم الذّكر بودند و در هر شب 150 ركعت نماز بجا مى‌آوردند.

كرامتی از امام باقر (علیه‌السلام)
ابوبصیر كه از شاگردان برجسته امام باقر (ع) بود، و هر دو چشمش نابینا شده بود به حضور امام باقر (ع) آمد و چنین گفت: آیا شما وارث پیامبر (ص) هستید؟امام باقر (ع) فرمودند: بله.

ابوبصیر گفت: آیا پیغمبر اسلام وارث پیامبران پیشین بود و هر چه آن‌ها می‌دانستند می‌دانست؟ امام باقر (ع) پاسخ دادند:آری.

ابو بصیر پرسید: بنابراین، آیا شما می‌توانید( مانند بعضی از پیامبران) مرده را زنده كنید، و كور مادرزاد را بینا نمایید، و مبتلا به بیماری پیسی را درمان نمایید؟ امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: آری، می‌توانم به اذن خدا.

آن‌گاه امام باقر به ابوبصیر فرمود:«جلو بیا».

ابوبصیر می‌گوید: نزدیك رفتم، امام باقر (ع) دست بر چهره و دیده‌ام مالیدند، همان دم خورشید و آسمان و زمین و خانه‌ها و هرچه در شهر بود همه را دیدم، آن‌گاه به من فرمود: « می‌خواهی این گونه باشی و در روز قیامت در سود و زیان با مردم شریك گردی؟ یا آن‌كه به حال اول برگردی و بدون بازداشت به بهشت روی؟» گفتم: می‌خواهم، همان‌گونه كه بودم برگردم.

امام باقر (علیه‌السلام) بار دیگر دست بر چشم او كشید، و چشمان او به حال اول بازگشتند.

ابوبصیر، این جریان را برای «ابن ابی عمیر» یكی از شاگردان ممتاز امام (ع) نقل كرد، ابن ابی عمیر گفت: « من گواهی می‌دهم كه این حادثه حق و راست است، چنان‌كه روز، حق است.»


همسران و فرزندان امام باقر (ع)
امام باقر (ع) دارای هفت فرزند (پنج پسر و دو دختر از چهار همسر) بود، به نام‌های:

1ـ امام صادق (ع)

2ـ عبدالله بن محمد ( كه مدرشان « ام فروه» دختر قاسم بن محمد بن ابی‌بكر است.)

3ـ ابراهیم

4ـ عبدالله ( مادرشان «ام حكیم» دختر اسید بن مغیره ثقفی است، این دو برادر در دوران كودكی از دنیا رفتند.)

 5ـ علی

6ـ زینب( كه مادرشان كنیز بود.)

7ـ ام سلمه ( كه مادر او نیز كنیز بود.)



نوع مطلب :
برچسب ها : شهادت - کربلا - امام باقر - محمدباقر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 21 مهر 1392 11:38 ق.ظ
به این میگن به مطلب خوب. خوشحال میشم باهم تبادل لینک داشته باشیم . دوست دارم مطالب جدیدت رو بخونم.
مدیر وب سلام . ممنون که بهم سر زدین

پایه ام با تبادل لینک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ضمن عرض سلام و خوش آمدگویی، خوشحال میشیم اگه دیدگاه و نظرات زیباتون رو با ما در میان بگذارید

JavaScript Codes script type=”text/javascript” src=”http://azjensekhoda.com/wp-content/uploads/2012/06/vozo_logo.js?type=df&name=eh4&top=0&right=0″>