تبلیغات
بصیرت - تاریخچه اسلام
 
بصیرت
افسران جوان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
درباره وبلاگ



ایمیل: hamidjeshni@gmail.com

مدیر وبلاگ : مدیر وب

پایگاه اینترنتی سربندهای خاکی

نظرسنجی
لطفا با شرکت در نظر سنجی ما را در پویاتر کردن این وبلاگ یاری رسانید








هر قوم و ملتى اسلام و آداب و رسومى داشته اند كه هنگام ملاقات یكدیگر اجرا مینموده اند.
مثلا رسم ملت یهود این بود كه با انگشت اشاره میكردند. ملت نصارى دست بر دهان میگذاردند چنانكه در اینزمان كلاه بر میدارند، گبران و عجمهاى سابق خم میشدند و تعظیم میكردند.
عرب قبل از اسلام كلمه حیاك الله را به كار میبرد یعنى خدا ترا زنده بدارد. در لسان العرب میگوید: اعراب زمان جاهلیت به یكدیگر تحیت میدادند، كه ((انعم صباحا)) یعنى صبح بخیر و یا مى گفتند سلام علیكم و این سلام علامت مسالمت بود باین معنى كه ما با هم جنگ نداریم اسلام دستور داد كه افشاء سلام كنید.
سلام در قرآن
خداوند سلام را در قرآن از قول ابراهیم نقل كرده آنجا كه با عمویش آزر گفتگو میكند كه عمو بت پرستى نكن عمویش او را تهدید كرد كه اگر دست از خداى خود بر ندارى و به خدایان ما بى اعتنایى كنى و بر حرف خود بمانى تو را سنگسار كنم و گرنه سالها از من دور باش .
ابراهیم در جواب گفت سلام علیك ، سلام بر تو یعنى تو را وداع میكنم و چون آذر دانست كه ابراهیم میرود از گفتار خود پشیمان شده و او را ایمن ساخت .
ابراهیم گفت : ساستغفر لك ربى انه كان بى حفیا . من از خدا بر تو آمرزش میطلبم او بسیار در حق من مهربان است .
این مطلب شاهد بر این است كه رسم سلام از دین حنیف ابراهیم مثل حج و امثال آن نزد عرب باقیمانده بود، خداوند آن را سنت قرار داد كه هر گاه دو نفر بهم میرسند سلام كنند.
در قرآن خطاب به پیغمبر مى فرماید كه به مؤ منین سلام فرماید:
و اذا جائك الذین یؤ منون بایاتنا فقل سلام علیكم كتب ربكم على نفسه الرحمة ، هر گاه آنان كه به آیات ما میگروند نزد تو آیند سلام بر شما باد پروردگارتان بر خویش رحمت نوشته است .
بلكه آن حضرت را امر به سلام بر همه مى فرماید:
فاضفح عنهم و قل سلام فسوف تعلمون . (از حرف - 89)
از گناهان آنان درگذر و سلام بگو چرا كه خود ایشان بزودى عواقب كار خود را خواهند دانست .
نیز به مؤ منین امر به سلام مى فرماید:
یا ایها الذین امنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتكم حتى تستاءنسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خیر لكم لعلكم تذكرون (نور - 27)
اى كسانیكه ایمان آورده اید بخانه هایى غیر از خانه خود داخل نشوید تا آنكه رخصت یافته داخل شوید و بر اهل آن خانه سلام كنید (این اجازه همراه با درود) براى (حسن معاشرت شما) بهتر است تا شاید شما پند بگیرید.
و اگر كسى در خانه نباشد امر فرموده كه بر خود سلام كنند:
فاذا ادخلتم بیوتا فسلموا على انفسكم تحیة من عندالله مباركة طیبة . (نور - 61)
و هر وقت داخل خانه اى شوید(اگر كسى در آن خانه نباشد) بر خودتان سلام كنید كه این تحیت بركتى نیكو از جانب خدا است .
خداوند سلام را تحیت خویش قرار داده و در مواردى از كلام خود ذكر كرده است :
سلام على نوح فى العالمین ، سلام على ابراهیم ، سلام على موسى و هارون .
خداوند بر همه پیغمبران سلام نموده است : و سلام على المرسلین .
ولى بر آل هیچ پیغمبرى سلام نكرده مگر پیغمبر خاتم ، آنجا كه فرمود: سلام على آل یس .
چون این مسلم است كه یس یكى از اسماء وجود مبارك پیغمبر است كه در سوره یس میفرماید:
یس والقرآن الحكیم انك لمن المرسلین على صراط مستقیم .
پس آل یاسین آل پیغمبر مى باشند.
چون خداوند بر پیغمبر سلام میكند وجود مبارك پیغمبر بر دیگران سبقت سلام میجوید پس لازمست كه مؤ منین نیز در سلام كردن بر یكدیگر سبقت جویند زیرا اولى ترین مردم به خدا و رسول كسى است كه ابتدا به سلام نماید.
بلكه وارد شده كه بخیلترین مردم كسى است كه از مسلمانى بگذرد و به او سلام نكند. سلام كردن به بچه هاى ممیز و نیز مساوات بین فقیر و غنى در سلام كردن مستحب است .
در اخبار وارد شده كه اگر در سلام كردن بین فقیر و غنى فرق بگذارد خداوند روز قیامت از او در غضب باشد.
سلام مرد بر زن جایز است ولى مكروه است كه به زن جوان سلام نماید.
در خبر است كه مردى بر در خانه كسى ایستاده بود، ملكى عبور میكرد، سئوال كرد چرا اینجا ایستاده اى جواب داد برادر مؤ منى دارم كه میخواهم باو سلام كنم ، ملك پرسید آیا بین تو و او خویشى هست و یا حاجتى دارى ؟ جواب داد نه . فقط برادر دینى منست و خواستم باو سلامى كرده باشم .
آن ملك گفت خداوند مرا نزد تو فرستاده و بر تو سلام میفرماید مرا زیارت كردى و رسیدگى نمودى بهشت را بر تو واجب كردم و ترا از غضب خود عفو و از آتش آزاد نمودم .
جواب سلام واجب است و باید بهتر جواب داد
اگر چه خود سلام مستحب است ولى جواب آن واجب است و باید بهتر جواب سلام بگویند، خداوند مى فرماید:
و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها اوردوها ان الله كان على كل شى حسیبا . (نساء 85) یعنى : هر گاه كسى شما را تحیت گفت و ستایش كرد شما نیز به تحیت و ستایشى مانند آن یا بهتر پاسخ دهید كه خدا بحساب هر نیك و بدى كاملا خواهد رسید.
در تفسیر صافى از پیغمبر صلى الله علیه و آله روایت میكند كه مردى بآن حضرت گفت : سلام علیك حضرت فرمودند: و علیك السلام و رحمة الله .
دیگرى گفت : السلام علیك و رحمة الله .
حضرت فرمودند: علیك السلام و رحمة الله و بركاته .
دیگرى گفت : السلام علیك و رحمة الله و بركاته .
حضرت فرمودند: و علیك .
آن مرد گفت : جواب مرا ناقص دادى . كلام خدا كجا رفته كه : و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها. حضرت فرمودند: تو چیز زائدى براى من باقى نگذاردى و من هم مثل سلام تو جواب دادم .
در كافى از حضرت باقر علیه السلام روایت میكند كه فرمود: امیرالمؤ منین علیه السلام به قومى گذر كرد و بر آنها سلام نمود، آنان در جواب گفتند: علیك السلام و رحمة الله و بركاته و مغفرته و رضوانه . حضرت فرمود: نسبت به ما از آنچه ملائكه به پدرمان ابراهیم گفتند تجاوز نكنید.
این روایت اشاره دارد به اینكه رسم سلام تام و كامل یعنى عبارت : السلام علیك و رحمة الله و بركاته از راه و رسم ابراهیم گرفته شده و گفته قبلى ما را كه تحیت به سلام از دین حنیف ابراهیم است تاءكید میكند.
سلام نكردن بر چند دسته
با آنكه شعار مسلمانان سلامست و اخبار زیادى در تاءكید آن وارد شده و فقهاء سلام را مستحب مؤ كد دانسته اند معذلك دستور داده اند كه به چند دسته نباید سلام كرد.
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: سزاوار نیست به شش طایفه از مردم سلام كنید.
1 - یهود و نصارى .
2 - كسانى كه شطرنج بازى مى كنند.
3 - كسانى كه خمر مینوشند.
4 - كسانى كه بربط و طنبور مى نوازند.
5 - كسانیكه سب مادرها ورد زبانشان باشد.
6 - شاعرانى كه زنهاى محصنه را قذف كنند.
و در خبر دیگرى رباخوار و متجاهر به فسق و كسى كه صورت مجسمه میسازد و نیز مخنث را از آنها شمرده است .
پس شخص مؤ من باید به اینگونه اشخاص سلام نكند، مگر در حال ضرورت و اگر كافر كتابى بر مسلمان سلام كرد و در جواب او علیكم یا علیك یا سلام تنها بگوید مانند زمان ما كه رسم شده میگویند سلام عرض میكنم و او هم در جواب میگوید سلام عزیزم . پس به كسانیكه نباید سلام كرد اینگونه سلام كردن عیبى ندارد.
و یا به قصد قرآن سلام كند، زیرا سلام از كلمات قرآنى است ، و یا به آن دو ملكى كه با او هستند سلام نماید و در موقع ضرورت مانند طیابت و نحو آن براى دعا كردن باو بگوید: بارك الله لك فى دنیاك . بر شخص نمازگزار هم نباید سلام كرد.
از بعضى از اخبار استفاده میشود كه مستحب سواره بر پیاده و آنكه مركب بهتر دارد بر آنكه مركب پستتر دارد، ایستاده بر نشسته ، جماعت كم بر جماعت زیاد و كوچك بر بزرگ سلام كند.
معلوم است كه اینها مستحب در مستحب است ولى اگر عكس آن واقع شود از استحباب بیرون نمیرود.
فرع 1
رد سلام دیگرى در نماز واجب است گر چه سلام یا جواب آن به صیغه قرآن نباشد و اگر مخالفت كرد و جواب سلام را نداده به نماز ادامه داد نماز باطل نیست گر چه بعضى باطل دانسته اند.
فرع 2
رد سلام در نماز باید مثل سلام باشد پس اگر كسى بگوید سلام علیكم واجب است كه در جواب آن بگوید سلام علیكم و جواب دیگرى مانند: السلام علیكم یا سلام علیك نگوید: مگر آنكه در جواب قصد قرآنى كند.
فرع 3
اگر كسى به غلط به او سلام كرد واجبست كه جواب آن را صحیح بگوید و بهتر قصد دعا و قرآنست .
فرع 4
اگر سلام كننده سلام بدون علیكم بگوید در جواب یا سلام گفته و علیكم را تقدیر بگیرد و یا سلام علیكم بگوید و دومى به قصد دعا یا قرآن بهتر است .
فرع 5
جواب سلام واجب فورى است و اگر عصیانا یانسیانا تاءخیر كرد و دیگر واجب نیست .
واجبست كه جواب سلام را به سلام كننده بشنواند و اگر كسى بسخریه یا مزاح سلام كند جواب آن واجب نیست .
سلام بر پیغمبر و ائمه طاهرین
سلام و صلوات فرستادن بر حضرت ختمى مرتبت صلى الله علیه و آله مستحب است و فضیلت بسیار دارد كسى كه بر آنحضرت سلام و صلوات فرستد ملكى موكل جواب سلام او را میگوید و بعد به آنحضرت خبر میدهد كه فلان شخص بشما سلام نمود، پس ‍ آنحضرت میفرماید: و علیه السلام .
در تحفة الزائر مجلسى از امام سجاد علیه السلام روایت میكند كه پیغمبر خدا (ص ) فرمودند كه هر كس بعد از مرگ من قبر مرا زیارت كند چنانست كه در حیات من بسوى من هجرت كرده باشد و اگر نتواند از دور به من سلام كند بمن میرسد.
نیز به سند معتبر روایت میكند از شخصى كه بخدمت حضرت زهرا سلام الله علیها رفت حضرت از او پرسید از براى چه آمده اى ؟ گفت از براى طلب بركت و ثواب .
فرمود: پدرم صلى الله علیه و آله بمن خبر داد كه هر كس سه روز بر او و بر من سلام كند حقتعالى بهشت را بر او واجب گرداند.
آن شخص عرض كرد اینمطلب در حیات آنحضرت و شما میباشد. حضرت فرمود: چه در حیات و چه در ممات .
رسول خدا (ص ) فرمود: هر كس در هر كجا بر من سلام كند بمن میرسد.
ابن ابى نصر خدمت حضرت رضا علیه السلام عرض كرد كه بعد از نماز چگونه سلام و صلوات بر حضرت رسول صلى الله علیه و آله باید فرستاد؟ حضرت فرمود كه میگویى ؟
السلام علیك یا رسول الله و رحمة الله و بركاته السلام علیك یا محمد بن عبدالله السلام علیك یا خیرة السلام علیك یا حبیب الله السلام علیك یا صفوة الله السلام علیك یا امین الله اشهد انك رسول الله و اشهد انك محمد بن عبدالله و اشهد انك قدنصحت لامتك وجاهدت فى سبیل ربك و عبدته حتى اتیك الیقین فجزاك الله یا رسول الله افضل ماجزى نبیا امته اللهم صل على محمد و آل محمد افضل ماصلیت على ابراهیم و آل ابراهیم انك حمید مجید .
و در روایت معتبر دیگر از حضرت صادق علیه السلام منقولست كه هر كس بخواهد قبر حضرت رسول و قبر امیرالمؤ منین و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین و قبرهاى حجت هاى خدا صلوات الله علیهم اجمعین را زیارت كند و در شهر خود باشد، روز جمعه غسل كند و جامه پاكیزه بپوشد و به صحرا رود، پس چهار ركعت نماز بخواند با هر سوره اى كه میتواند پس به طرف قبله بایستد و بگوید:
السلام علیك ایها النبى و رحمة الله و بركاته السلام علیك ایها النبى المرسل و الوصى المرتضى والسیدة الزهرا و السبطان المجتبان و الاولاد و الاعلام و الامناء المنتجبون جئت انقطاعا الیكم و الى ابائكم و ولدكم الخلف على بركة الخلق فقلبى و نصرتى لكم معدة حتى یحكم الله لدینه فمعكم معكم لا مع عدوكم انى لمن القائلین بفضلكم مقر برجعتكم لا انكر لله قدرة و لا ازعم الا ما شاء الله سبحان الله ذى الملك و الملكوت یسبح الله باسمائه جمیع خلقه و السلام على ازواجكم و اجسادكم و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته .
در روایت دیگر است كه این زیارت را بر بام خانه خود بكن مرحوم مجلسى میفرماید: خواندن این گونه زیارات در صحرا یا بام خانه البته بهتر است اما اگر میسر نشود و در هر محلى كه باشد و زیارت كند عیبى ندارد.
معنى اسلام
سلام در لغت بمعناى متعددى آمده كه اصل در آنها بمعنى سلامتى و یكى از اسماء الهى است چه حقتعالى خلق را از بلایا و آفات و شرور و نقایص حفظ میكند پس مراد از سلام سلامتى و آسایش است و لفظ على در علیك مفید شمول و احاطه میباشد.
بنابراین كسى كه از دور یا نزدیك به امام سلام میكند باید متوجه باشد كه هیچ آزار و صدمه اى از ناحیه او به امام نرسد، نه در هنگام سلام و نه بعد از آن .
و چون معلومست كه حضرت ائمه علیهم السلام غرضشان جز هدایت مردم و بندگى خدا و ترك نافرمانى او چیز دیگرى نیست البته از معصیت كردن مردم و اینكه از اوامر و نواهى الهى تخلف كنند ناراحت و متاءذى خواهند شد.
آگاهى پیغمبر و امام از اعمال ما
على بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام روایت میكند كه حضرت فرمود: اعمال بندگان در هر صبح به رسول خدا عرض میشود، چه نیكان آنها و چه بدان آنها پس حذر كنید و شرم نمائید كه عمل قبیح شما خدمت پیغمبر عرضه شود.
در تفسیر قول خداى تعالى :
و قل اعملوا فسیرى الله عملكم و رسوله و المؤ منون . (توبه - 105)
امام صادق علیه السلام فرمود كه مراد از مؤ منان مائیم .
بنابراین فرمایش ، تمام اعمال نیك و بد ما را خدا و رسول و ائمه طاهرین مى بینند و از خوب آن خوشحال و از بد آن ناراحت مى شوند. دلیل بر اینمطلب روایتى است كه علامه مجلسى از امام صادق علیه السلام نقل میكند كه آنحضرت باصحاب خود فرمودند كه چرا رسول خدا از خود آزرده میكنید، یكى از ایشان گفت فدایت شوم چگونه آنحضرت را آزرده مى كنیم ؟ فرمود: مگر نمیدانید كه اعمال شما خدمت آنحضرت عرض میشود و چون گناه و معصیتى در نامه عمل شما ملاحظه فرماید آزرده میگردد، پس ‍ آنحضرت را با معصیت آزرده نكنید، بلكه با اعمال صالح خود آنجناب را خوشحال نمائید.
علامه مجلسى در بحار 16 از داود رقى نقل میكند كه خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم ناگاه آنحضرت بمن فرمودند اى داود اعمال شما روز پنجشنبه بر من عرضه شد صله رحم تو نسبت به پسرعمویت - فلانى - را دیدم و از این كار تو مسرور شدم و میدانم كه اینكار تو زودتر اجل او را میرساند و عمرش را تمام میكند.
داود گفت : من پسرعمویى داشتم بدسیرت كه ناصبى و دشمن خاندان نبوت بود از او و همسرش صدمه زیادى بمن رسیده بود شنیدم از نظر معیشت وضع زندگانى او آشفته است و در سختى زندگانى میگذراند قبل از آنكه عازم مكه شوم مقدارى از اموال خود را به جهت مخارج آنها فرستادم ، وقتى وارد مدینه شدم و حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب گشتم آن حضرت از صله رحم من خبر دادند.
حیات و ممات پیغمبر براى امت خیر است
شیخ طوسى در مجالس و نیز در تفسیر عیاشى از امام باقر علیه السلام روایت میكند كه حضرتش فرمود روزى حضرت رسول صلى الله علیه و آله در میان جمعى از صحابه نشسته بود، فرمود كه بودن من در میان شما خیر است چنانكه مفارقت من هم برایتان خیر است .
((جابر انصارى )) برخاست و عرض كرد یابن رسول الله خیر بودن شما در میان ما معلومست ولى مفارقت شما چگونه براى ما خیر میباشد؟
حضرت فرمودند: بودن من میان شما خیر است زیرا خداى تعالى میفرماید:
ما كان الله لیعذبهم و انت فیهم .
اما خیر من در مفارقت به جهت آنست كه اعمال شما در هر دوشنبه و پنجشنبه بر من عرضه مى شود اگر عمل نیكى از شماها ببینم خوشحال مى شوم و حمد خدا را مى كنم و اگر عمل بدى ببینم براى شما طلب آمرزش میكنم .
بلكه اعمال هر مؤ من و كافرى را در موقع و دفن شدن بر پیغمبر و امام عرضه میدارند. چنانكه امام صادق علیه السلام فرمود: هر كافر و مؤ منى كه بمیرد و در موقع دفن و گذاردن در قبر اعمالش بر پیغمبر و امیرالمؤ منین و یك یك ائمه معصومین علیهم السلام عرضه میشود تا برسد حضور حضرت حجت روحى فداه بلكه مهمتر اینكه پیغمبر و امام از وضع آتیه ما هم باخبرند كه آیا سعید و خوش ‍ عاقبت از دنیا میرویم یا بر عكس .
روزى كه انسان از رحم مادر پا بعرصه دنیا میگذارد تمام سرگذشت زندگانى او از فقر و غناء صحت و مرض سعادت و شقاوت و كفر و ایمان بر پیشانى او نوشته شده و تنها كسى كه میتواند آن خط را بخواند و از وضع آتیه او باخبر شود پیغمبر و امامان میباشند.
چنانكه جناب امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:
كان رسول الله المتوسم و انا من بعده و الائمة من بعدى هم المتوسمون .
پیغمبر كه مكتب نرفته و امى بود خط پیشانى مردم را میخواند، من این علم را از پیغمبر تعلیم گرفتم . به اولاد خود آموختم ، این علم نزد هیچكس نیست و منحصر به ما اهلبیت است .
خداوند میفرماید:
ان فى ذلك لایات للمتوسمین . (حجر - آیه 75)
در هلاك قوم لوط از سوى ما نشانه هایى است براى عبرت صاحبان توسم و فراست كه به فطانت بنگرند و حقیقت آنرا به سمات و علامات آن بشناسند و به تفكر از آن عبرت گیرند.
فراست از صفات مؤ منانست چنانكه در حدیث است :
اتقوا من فراسته المؤ من فانه ینظر بنورالله .
و نیز فرمود:
ان الله عبادا یعرفون الناس بالتوسم . و بعد آیه فوق را تلاوت فرمود.
امام صادق علیه السلام فرمود: نحن المتوسمون و نیز آنحضرت فرمود كه : انها لبسبیل مقیم . یعنى امامت هرگز از ما بیرون نرود.
منظور حضرت اینست كه امام همیشه در بین مردم خواهد بود و او متوسم مردم میباشد كه حقیقت مردم بر او آشكار است .
در بصائرالدرجات است كه امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ مخلوقى نیست مگر آنكه ما بین دو چشم او نوشته شده كه مؤ من است یا كافر و این كتابت از شما پنهانست ولى از ائمه آل محمد علیهم السلام محجوب و پنهان نیست .
پس احدى بر امامان داخل نمى شود مگر آنكه او را به آن كتابت مى شناسند كه مؤ من است یا كافر، بعد این آیه را تلاوت فرمودند:
ان فى ذلك الایات للمتوسمین انهالبسبیل مقیم (هجر 75)
در
((كمال الدین )) از حضرت صادق علیه السلام ماثور است كه هر گاه حضرت قائم علیه السلام قیام فرماید احدى از خلق پیش وى نخواهد ایستاد مگر آنكه حضرت مى شناسد كه او صالح یا طالح است .
آن حضرت سبیل مقیم و آیات متوسمان در آنحضرت است ، این علم از مختصات پیغمبر و آل اوست و لذا فرمودند كه ما این علم را بمردم نمى آموزیم زیرا از اسرار است .
هر كه را اسرار حق آموختند
مهر كردند و دهانش دوختند
سر حق را توان آموختن
كه ز گفتن لب تواند دوختن
لیس مخلوق الا و بین عینیه مكتوب انه مؤ من او كافر و ذلك محجوب عنكم و لیس محجوب عنا .
این علم توسم و تفرس غیر از علم جفر و رمل و نجوم و قیافه شناسى است ، گویا این همان علمى است كه على علیه السلام فرمود:
ان هیهنا لعلما جمالو وجدت له حملة الخ ، در سینه من علمیست كه نمى توانم براى كسى نقل كنم زیرا ظرفیت تحملش را ندارند و مرا تكفیر كرده میكشند.
بالجمله امامان ما هر كس را كه میدیدند مى شناختند كه چه كاره و صاحب چه عملى است .
لكن مانند كسى كه از هیچ چیز خبر ندارد ساكت و صامت بودند، مثل آنكه شما ببینید كسى مشغول عمل قبیحى است اما هیچ به روى خود نیاورید و بروزش ندهید.
امامان نیز كه از جمیع اعمال مردم از گذشته و آینده باخبرند كه چه كرده و چه كرده و چه خواهند كرد به جهت نظم امور زندگانى مردم و براى آنكه پرده درى نكرده باشند در ظاهر تجاهل مینمودند.
مصلحت نیست كه از پرده برون افتد راز
ورنه در مجلس رندان خبرى نیست كه نیست
در بحار نقل میكند كه در بدو خلافت امیرالمؤ منین علیه السلام كه مردم براى بیعت كردن و تهنیت گفتن از اطراف بخدمت آنحضرت میآمدند ده نفر براى عتبه بوسى آنحضرت از مصر به كوفه آمدند، در آن وقت حاكم مصر محمد بن ابى بكر بود. عریضه اى خدمت آنحضرت فرستاده اسم آن ده نفر را نوشته بود كه اینها را از مصر فرستادم تا بخدمت شما بیایند و بیعت كنند چه اینها از رؤ سا و بزرگان قوم هستند.
((ابن ملجم )) ده نفر بود، چون حضرت نامه را خواند به اسم وى كه رسید نگاهى كرده فرمود: ابن ملجم تویى ؟ عرض كرد بلى . فرمود: لعن الله عبدالرحمن بن ملجم . عرض كرد فدایت شوم انا والله لاحبك یعنى بخدا قسم من شما را دوست میدارم . حضرت فرمود تو مرا دوست نمیدارى و دروغ میگویى تا سه مرتبه این گفتگو رد و بدل شد تا اینكه ابن ملجم خورد من تو را دوست میدارم حضرت تكذیبش فرده و مؤ كد به قسم فرمود.
حضرت چوبى در دستش بود كه سر آنرا بر زمین میزد و خط میكشید، فرمود بنشین ، مدتى بصورت آن ملعون نگاه كرد تا اینكه فرمود از تو سئوالى میكنم راستش را بگو، آیا در ایامى كه كودك بودى و با اطفال بازى میكردى ، هر وقت تو را میدیدند نمى گفتند كه : جاء ابن راعى الكلاب ، پسر چراننده سگها آمد، آیا چنین چیزى نبود؟ عرض كرد بلى چنین بود. حضرت فرمود چون بزرگ شدى آیا مادرت نگفت كه حمل تو در ایام حیض بود؟ ابن ملجم سر پیش انداخته خاموش ماند، بعد عرض كرد بلى ، سپس حضرت به همگى آنها اسب و خلعت و انعام داده مرخص نمود كه بمنزل رفته و رفع خستگى كنند. وقتى آن ده نفر از خدمت حضرت مرخص ‍ شدند آنحضرت ابن ملجم را بمردم نشان دادند و فرمودند هر كس میخواهد به قاتل من نظر كند این مرد خبیث را ببیند.
مالك اشتر برخاست شمشیر كشید و عرض كرد فدایت شوم این سگ چه لیاقت و عرضه اى دارد نسبت بشمائى ادبى كند. اجازه فرمائید تا او را بكشم .
حضرت فرمودند: خدا ترا رحمت كند، شمشیرت را غلاف كن كه قصاص پیش از جنایت جایز نیست كه از او تقصیرى ظاهر نشده است ، ولى من از باب علم توسم و تفرس خبر دادم كه در علم حقتعالى گذشته كه او قاتل من باشد.
قطب راوندى از جعفر بن شریف جرجانى نقل میكند كه گفت در سالى كه بزیارت حج مشرف میشدم در سر من راى خدمت امام حسن عسكرى مشرف شدم مقدارى از اهوال شیعیان نزد من بود كه میخواستم آنها را به امام برسانم ، با خود فكر كردم كه از حضرت بپرسم اموال را به چه كسى بدهم قبل از آنكه من تكلم كنم فرمودند: آنچه با توست بمبارك خادم من بده چنین كردم و بازگشتم و گفتم كه شیعیان شما در جرجان سلام خدمت شما میرسانند حضرت فرمودند: مگر بعد از فراغ از حج به جرجان باز نمیگردى گفتم چرا فرمودند: از امروز تا 170 روز دیگر به جرجان بر میگردى و روز جمعه سوم ربیع الثانى ، اول روز بمردم اعلام كن كه من آخر همانروز به جرجان خواهم آمد و چون وارد جرجان شوى خداوند پسرى به پسر تو عنایت فرموده كه بزودى او را به حد كمال برساند و از اولیاء ما باشد - تا آخر حدیث - هر كس مایل باشد به منتهى الامال محدث قمى در معجزات حضرت امام حسن عسكرى مراجعه نماید. مقصود ما از نقل این روایت آنست كه حضرت عسكرى علیه السلام میداند طفلى كه هنوز بدنیا نیامده سالهاى بعد از دوستان و موالیان آن خانواده خواهد شد و اینمطلب را به جدش جعفر بن شریف جرجانى خبر میدهد.
در همان كتاب منتهى الامال در معجزات امام على النقى علیه السلام از یوسف بن یعقوب نصرانى نقل میكند كه وقتى خدمت امام رسید حضرت به او فرمود تو اسلام نخواهى آورد ولى فلان پسر تو مسلمان میشود و از شیعیان ماست . روایت مفصل است به آنجا رجوع شود.
بنابراین مسلم است كه امام از گذشته و آینده ما با اطلاع است و بر كوچكترین اعمال و كردار افراد مردم آگاه خواهد بود.
و چون گفتیم كه سلام بمعنى ایمنى است یعنى كه هیچ شر و ضررى به تو نخواهد رسید و تو از ناحیه من در امن و امانى پس كسى كه به امام سلام میكند باید متوجه باشد كه آزار و آسیبى از گناهان او به امام نرسد و چون گفتیم كه امام از همه اعمال ما آگاه است پس ‍ از اعمال زشت و اخلاق رذیله ما از قبیل حرص و كبر و ریا و عجب و بخل و حب و جاه و حسب مال و امتثال اینها متاءذى خواهد شد و بعید نیست كه فرمایش پیغمبر كه فرمود:
ما اوذى نبى مثل ما اوذیت . اشاره باین معنى باشد كه در هیچ امتى گناهى به بزرگى گناهى چون غضب خلافت و ایذاء فاطمه سلام الله علیها و قتل حضرت سیدالشهداء علیه السلام و سایر بلاهایى كه بر ائمه علیهم السلام وارد كردند انجام نگرفت پس هیچ پیغمبرى مثل این پیغمبر اذیت نشد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ضمن عرض سلام و خوش آمدگویی، خوشحال میشیم اگه دیدگاه و نظرات زیباتون رو با ما در میان بگذارید

JavaScript Codes script type=”text/javascript” src=”http://azjensekhoda.com/wp-content/uploads/2012/06/vozo_logo.js?type=df&name=eh4&top=0&right=0″>