بصیرت
در زمان غیبت ای یاران بصیرت لازم است

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

سلام،لطفا با ثبت دیدگاه خود ما را خوشحال فرمائید 

جعبه حدیث

alert("ضمن عرض سلام و خوش آمدگویی،لطفاً در نظرسنجی وبلاگ شرکت کنید")

JavaScript Codes

شهید سید جلال صادقی

نام پدر:---

تولد:1344     

شهادت:21/11/1364

محل شهادت:منطقه فاو(والفجر 8)

چگونگی شهادت:---

 

وصیت نامه سید جلال صادقی :

اسلام علیک با ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک . فدای لب تشنه تو بگردم ای حسین جان و ای علی اکبر و ای علی اصغر حسین جان . با سلام و درود به یگانه منجی عالم بشریت امام زمان (عج) فرمانده لشکر قران سردار جبهه های نور و درود بر کسی که شبها و روزها در سنگرها به دیدار ارانش می اغید و همیشه وعده پیروزی میدهد من هم به عنوان یک مسلمان این نوشته را از خود  باقی می گذارم این جانب سید جلال  فرزند سید محمد حسین به  شماره شناسنامه 19 متولد 1344 اهل و ساکن بخش آباده طشک می باشم . حال که وقت مهاجرت و خداحافظی با دنیا و رسیدن به وصال یار است دست پشیمانی برداشته و برای آخرین بار ندا سر  می دهم ای زمین مرا ببخش چه ظلم هایی که در روی تو انجام ندادم ای آسمان در زیر سقف مروارید تو چه کارهایی که انجام ندادم ای زمان تو زودگذر بودی و من از تو عبرت نگرفتم خداوندا اگر در آن موقع نبودم که در رکاب امام حسین بجنگم اینک به فریاد هل من ناصر فرزندش امام خمینی پاسخ می دهم از شما می خواهم تا آخرین نفس دست از فرزند مهدی بر ندارید و او را تنها نگذارید و این کشتی را یاری کنید .اسلام را هرگز فراموش نکنید زیرا فراموشی اسلام برار با نابودی بشریت است زیرا که اسلام فراموش شدنی نیست ای پدر و مادرم ای بعد ا زخدا دین و یارانم ای چشمان امیدم لحظه های طولانی با شما بودم ولی قدرتان را ندانستم راهی را که من رفتم ناآگاهانه نرفتم بلکه عاشقانه و با چشمان باز رفتم که راه هدایت را دراین طریق و طریق الی الله دیدم .همسرم مرا ببخش از اینکه نتوانستم دین تورا ادا نمایم معذرت می خواهم

زندگینامه سید جلال صادقی:

شهید سید جلال صادقی سال 1344 در شهر آباده طشک از توابع شهرستان نی ریز د رخانواده مذهبی از سلسله جلیله سادات متولدشد . تحصیلات دبستان را در دبستان هجرت آباده طشک را با موفقیت گذراند و دوره راهنمایی را در مدرسه ابن سینا آغاز و به پایان برد . تحصیلات دوره متوسطه را در دبیرستان آیت الله طالقانی آباده به پایان رساند . از آغاز جنگ تحمیلی هر ساله چند ماهی را در جبهه های نبرد حق علیه باطل می گذراند آخرین بار در تاریخ 21/11/64 در عملیات والفجر 8 منطقه فاو شرکت کرد و به شهادت رسید.

 

شهید کرم قائدی

نام پدر:محمد

تولد:1345-دوست اباد

شهادت:10/2/63

محل شهادت:طلائیه (عملیات خیبر)

چگونگی شهادت:جراحات وارده

 

  خواهران پیام شهیدان این است که حجاب تو کوبنده تر از خون من است. خواهرم! نباید خون شهیدان را زیر پا بگذارید. حجابتان را حفظ نمایید. شما باید طبق دستور اسلام کار کنید.

 

شهید سید کرامت الله موسوی

نام پدر:---

تولد:3/1/1341

شهادت:25/12/1363

محل شهادت:جزیره مجنون(عملیات بدر)

چگونگی شهادت:---

 

خدایا بگذار گستاخانه در میدان شهادت بتازیم بگذار خودخواهی ومصلحت طلبی را ابراهیم وار در کعبه فداکاری قربانی کنیم بگذار غرور وتکبر را با اخلاص وخلوص وصدق وتواضع شست وشو دهیم بگذار پروانه وار به دور شمع بسوزیم واز نور خود دنیای ظلمت زده وجود را روشن کنیم خدایا بگذار با شمشیر بران شهادت جبر تاریخ راببریم وبا خون خود ننگ هزار ساله تاریخ را بشوییم


شهید معصوم علی صفی قلی

نام پدر: محمد

تولد:1336-دوست اباد

شهادت:10/8/1361

محل شهادت:جبهه عین خوش

چگونگی شهادت: ---

 

 حقیر در اینجا این توصیه را به آن عده که هنوز دستشان به خونی آغشته نشده است سفارش می کنم که تا دیر نشده است از رهنمودهای امام استفاده کرده و توبه کنند . دوباره به دامن پر مهر و محبت اسلام برگردند و همچون حرّ خود را در صف حسینیان قرار دهند. و توصیه حقیر به شما برادران و خواهران عزیزم این است که همیشه در کارهایتان به یاد خدا باشید و مرگ را فراموش نکنید.

 

شهید سید کمال الدین مظلومی

نام پدر:---

تولد:1335

شهادت:28/5/1361

محل شهادت:عملیات رمضان

چگونگی شهادت:مصدوم از ناحیه سر

 

وصیت نامه کمال مظلومی :

با درود به پیامبر و جانشینان بر حق او سلام به امام امت و یارانش درود به شهیدان راه حق از صدر اسلام تا کربلای حسین تا کربلای ایران . سلام به پدرمادر و خانواده ام با اینکه خود را در برابر خانواده شهیدان شرمنده می دانم از اینکه شاید نتوانم دین خود را آن چنان که باید نسبت به شهیدان ادا کنم و ناچیزم که بخواهم برای خانواده ام با اینکه از روحیه اسلامی برخوردارند پیامی بدهم کوچکم که بخواهم برای جوانان و نوجوانانی که از تمام آرزوهای خود گذشتند و چنین عاشقانه و عارفانه به سوی حق می آیند و دین خدا را یاری می نمایند چیزی بگویم .عزیزان بنده هرگاه که در تشییع پیکر مطهر شهیدی می رفتم به این فکر می افتادم که برادران رفتند و از ما سبقت گرفتند و آن لحظه بود که به فکر بدبختی و بیچارگی خود می افتادم  و مسئولیتم را سنگین تر احساس می کردم همان موقع بود که آماده شدم و به سوی میدان روان گشتم و در مدت گذشته سعی می کردم خود را بسازم و دینم را خالص کنم و اگر قدمی در راه خدا برداشتم خالص و صادقانه باشد آمدم تا دشمنان اسلام را نابود کنم و کشته شوم با این که در مقابل اسلام ناچیزم اما در برابر دشمنان اسلام همچون کوهی آهنینم . اما مژده ای به خانواده های شهید داده ما جوانان تا جان در کالبد داریم و تا قطره های خون در رگهایمان می جنبد راه شهیدان عزیزمان را خواهیم پیمود. هرگز اجازه نخواهیم داد که خبیثان کشور اسلامی مان را به تصرف در آورند و در آخر شما ای خانواده عزیزم می دانم که از دست دادن من برایتان مشکل نیست چون آرزوی شما سربلندی اسلام است حلالم کنید و بزرگترین سفارشم به شما دعا به امام زمان است در هر کجا هستید امام را دعا کنید در پایان از تمام اقوام آشنایان رفقا و برادران عزیز طلب بخشش دارم 9/4/1361

زندگینامه شهید سید کمال الدین مظلومی:

سید کمال الدین مظلومی در روستای دهزیر از توابع شهرستان نی ریز در سالذ  1335 دیده به جهان گشود در سال 1347 دوره ابتدایی را به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل به شهرستان نی ریز مهاجرت کرد در سال های اوج گیری نهضت اسلامی با افکار و اندیشه های ناب امام امت آشنا شد و از مریدان مکتب وی گردید 9/1/1360 بود که احساس کرد با لباس سبز پاسداران انقلاب بهتر می تواند از آرمان های اسلامی خود دفاع نماید از این رو به عضویت سپاه پاسداران نی ریز در آمد در تاریخ 19/3/1361 عازم جبهه شد و در عملیات رمضان شرکت کرد و در شب شهادت مولای متقیان علی (ع)  از ناحیه سر مصدوم شو و به مدت 20 روز در حال بیهوشی در بیمارستان بستری شد در تاریخ 28/5/1361 به شهادت رسید


شهید سید نعمت الله موسوی

نام پدر:سید حاجی

تولد:1338-شاهزاده ابوالقاسم

شهادت:19/10/65

محل شهادت:شلمچه(کربلای 5)

چگونگی شهادت:اصابت ترکش به سر وصورت

 

وصیت نامه نعمت الله موسوی

السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره

اسلام علیک یا علی ابن الحسین اسلام علیک یا اولاد الحسین  اسلام علیک یا اصحاب الحسین

با  سلام به آقا امام زمان (عج) و با سلام و آرزوی طول عمر برای رهبر کبیر انقلاب امام امت و با درود به ارواح پاک و مطهر شهدا از صدر اسلام تا کنون چون به یاری خداوند منان امشب 18/10/65  عازم عملیات در جبهه جنوب می باشیم بنا به وظیفه شرعی خود لازم می دانم که چند کلامی به عنوان وصیت نامه بنویسم  ابتدا از همه برادران مسلمان خود تقاضا دارم که در هر کجا هستند بعد از نمازهایشان برای فرج امام عصر و طول عمر رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و پیروزی رزمندگان اسلام دعا کنند و این را بدانید که فقط خون است که می تواند اسلام را یاری نماید و تا خون پای این درخت نریزد رشد نمیکند و بدانید که در راهی که خون امامان و پیشوایان دینی ریخته شد همه خون ما دیگر چیزی نیست یعنی قطره ای است در مقابل اقیانوس بی کران واین را هم بگویم بالاخره یک سال یا چند سال دیگر مرگ در انتظار ماست چه بهتر که این مرگ را خود انتخاب کنیم و آن شهادت در راه خدا باشد که مرگی افتخار آمیز است چند کلامی با خانواده ام . از پدر عزیز م که در سرمای زمستان و گر مای تابستان زحمت کشیده است و از مادر مهربانم نیز که در شبهای سرد و گرم را به خاطر من بیدار مانده و زحمات بی پایان برایم کشیده است  و همچنین از برادران و خواهرانم تقاضا دارم که مرا حلال کنند و اگر ناراحتی از من حقیر دیده اند مرا ببخشند و همچنین از کلیه اقوام و خویشان و آشنایام می خواهم مرا حلال کنند و تا میتوانند اسلام و امام را یاری کنند و کاری کنند  که خدا از دست آن ها راضی باشد  کلامی می کنم با همسر مهربانم که من برای او همسر خوبی نبودم اما در همین مدت زندگیمان رنج بسیاری کشیده است و از وی می خواهم که مرا حلال کند و برایم گریه نکند  در پایان در مورد بدهی هایم لیستی نوشته ام که در کیفم می باشد که در مورد آن ها اقدام کنید و مهریه همسرم را هم که در سند ازدواج نوشته  و نصف خانه آباده که در کاغذ ی جدای سند می باشد  و اگر توانستید نماز و روزه قضا برایم به جا آورید مخصوصا نماز بدهکار می باشم و کلیه دارایی ام  هم یک موتور سیکلت نیم دانگ تلمبه سرحد و نصف خانه آباده که مقداری از آن که بیشتر ساخته نشده است می باشد و آخرین کلام این است که از همه اقوام تقاضا دارم که مرا حلال کنند و طلب آمرزش برایم بنمایند و از آن ها تقاضا دارم که برایم گریه نکنند و لباس سیاه نپوشند و اگر خواستید گریه کنید برای اهل بیت امام حسین |(ع) گریه کنید که بعد از امام حسین کسی را نداشتند که برایشان گریه کند و آن ها را به اسارت بردند 

واسلام تاریخ 18/10/65 ساعت دو بعد از ظهر

مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin